دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
395
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
نگارههاى گلچين اسكندر تجربه شده بود امّا در آنجا منظره درونى با قطع دايره در ته صفحه ، مشكل را حل كرده ولذا تشكيل يك نيمدايره داده بود . دو ديوار محيط قلعه به گونهاى جدا از دروازهها تصوير شده است ؛ ورود دوباره ديوار درونى به اين دليل تصوير گشته كه داخلى را نشان دهد و به همين دليل به طور نامطلوبى يكى از زاويهها را تسطيح كرده است يعنى در جايىكه هنرمند خواسته با پر كردن كل پسزمينه كاشيكارى در يك سطح مستقيم ، آشفتگى كار خود را بپوشاند . با در نظر گرفتن همهء اين مشكلات ، اين تصوير يكى از تصاوير توانا و بديع از قلعه است كه از بالا ديده مىشود . اين تصوير همچنين منظره مفهومى زيبايى در بناهاى كاشيپوش اين دوره است كه كتيبههاى معمارى اطراف قرنيزها نيز در آن كاملا نمايان است . نسخههاى ديگر بايسنقرى هم با اين مسائل معمارى برخوردى مشابه دارد ؛ ولى آشفتگى زيادى در آنها ديده مىشود . مثلا در گلچين برنسون ( Berenson ) « 1 » برج در يك داستان عاشقانه مشابه به گونه صحنهپردازى غير طبيعى جلوهگر مىشود يعنى در آنجا كه با كف كاشيكارى حياط برخورد مىكند ، خروج از آن را غيرممكن مىسازد . در صحنههاى منظرهاى معمولا انتقال از زمينه پايين به يك افق بلند طبق قرارداد جاافتادهاى صورت مىگرفت ولى در اينجا از روشى خاص و جالب استفاده شده يعنى زمانىكه حركت در صحنهاى به حركتكنندگان نياز داشته ، به پسزمينه صخرهاى وارد شده است مثل نگارههاى « جنگ گودرز و پيران » و يا « اسارت ضحاك در كوه دماوند » و يا « كشته شدن ديو سپيد به دست رستم » كه در همه اينها كوه طورى تعبيه شده است كه به اين كار كمك مىكند . در منظرههاى مكتب جلايرى ( مثلا در نگاره « جنگ هماى و همايون » ) « 2 » كوهها حركت را در خود فروگرفته است . در گلچين اسكندر پيكرهها و كوهها با هم سازگارى ندارند . پيكرهها از لابلاى راهگذرهاى سهلالعبور طورى حركت مىكنند كه به پشت قلههاى صخرهاى مىپيوندند . در اين موارد ، ورود به منطقه كوهستانى با حضور اسبان و يا اسبسواران بيرون آن در جلگه پايينى نشان داده شده است . طبيعتگرايى زياد درختان ( گرچه هنوز بخشى از آن حالت مفهومى دارد ) هرچه بيشتر براين رهيافت واقعگرايانه تأكيد كرده است . امتداد آزادانه برخى ازاين نگارهها به درون حواشى ، اين امكان را براى نگارگر فراهم ساخته تا بدون از دست دادن همبستگى و يا وحدت تصويرى به فضاهاى بازترى دسترسى پيدا كند . در واقع تركيببنديهاى تنگاتنگ اين نسخه عظيم از چشمگيرترين محاسن آن به شمار مىرود .
--> ( 1 ) - اتينگهاوزن ، نگارههاى ايران در مجموعه برنارد برنسون ( ميلان ، 1961 م . ) ، تصوير IV ؛ گرى ، نقاشى ايران ( 1961 م . ) ، ص 86 . ( 2 ) - همان منبع ، ص 47 .